راز شاد زیستن ... | جوانها

راز شاد زیستن …

افسانه ای عجیب وجود دارد ،که در آن دختر جوانی در چمنزاری قدم می زند و پروانه ای در خار گرفتار می بیند.او با دقت زیاد پروانه را رها می سازد و پروانه پرواز می کند.سپس باز می گردد و تبدیل به پری زیبا می شود و به دخترک می گوید:به خاطر مهربانی ات هر آرزویی  که داشته باشی بر آورده خواهم کرد.

دخترک لحظه ای فکر می کند و می گوید : من می خواهم شاد باشم. پری سرش را جلو می آورد و در گوش او چیزی می گوید و بعد ناگهان ناپدید می شود.

موقعی که دخترک بزرگ می شود ،در آن سرزمین کسی شادتر از او وجود نبود .

هرگاه کسی از او درباره راز شادی اش سوال می کرد لبخند می زند و می گفت:من فقط به حرف پری گوش دادم.

موقعی که پیر شد ،همسایه ها می ترسیدند او بمیرد و با مرگش آن راز شگفت انگیز  نیز دفن شود .همه به او التماس می کردند : تو را به خدا به ما بگو پری به تو چه  گفت؟

پیر زن فقط لبخند زد و گفت:

((او به من گفت اصلا مهم نیست آدم ها  که  باشند و چقدر سعادتمند به نظر برسند ،آنها  هر که باشند به من نیاز دارند!))

هر یک از ما فرشته هایی هستیم که فقط یک بال داریم

فقط هنگامی قادر به پروازیم که به یکدیگر بپیوندیم.

ادامه مطلب

ارسال نظر